![]() |
![]() |
|
|
چنانکه پیش بینی میشد روز 16 آذر امسال نیز با بقیه سالها فرق داشت.چنانکه باید برایمان عادی شود که روز های با مناسبت را از این پس جور دیگر ببینیم.در این قسمت سعی دارم مشاهدات خود را در تظاهرات روز دانشجو در شیراز بیان کنم. شیراز .دوشنبه 16 آذر ساعت 9 صبح.تقریبا همه جای شهر آرام بود و جز ماموران نیروی انتظامی که مکان های مهم را تحت نظارت داشتند خبر چندانی نبود.به گمان خیلی ها روز آرامی پیش رو بود و نشانی حاکی از تظاهرات به چشم نمیخورد. ساعت 9:15 سینما سعدی.چند تن از ماموران همه چیز را تحت کنترل دارند و در مقابل سینما ایستاده اند. ساعت 9:30 ملاصدرا. در چهار راه ملاصدرا خبری از ماموران نبود اما رفته رفته که به طرف دانشکده مهندسی میرفتی آنها را در کوچه کنار دانشکده درون یک اتومبیل مشاهده میکردی. ساعت 10 فلکه ارم-مقابل دانشگاه.عده از دانشجویان مقابل دانشگاه در پشت دیوار باغ ارم تجمع کرده بودند و منتظر جمع شدن بیشتر دانشجویان بودند. از میدان دانشجو تا فلکه ارم ماشین ها نیروی انتظامی در حال تردد بودند و اطراف میدان دانشجو ماموران در اتومبیل ها منتظر دستور بودند.تعداد دختران و پسران ایستاده در مقابل دانشگاه رفته رفته بیشتر میشد اما هنوز تنها دانشجویان این تجمع را تشکیل میدادند. ساعت 10:30 فلکه ارم. در حالی که باران شدیدی شروع به باریدن کرده بود دانشجویان با عده ای از مردم عادی شروع به حرکت به طرف میدان دانشجو کردند.نکته قابل توجه این که عده کسانی که این جمعیت را نظاره میکردند خیلی بیشتر از تظاهرکنندگان بود و وجود بسیار زیاد نیروهای امنیتی باعث شده بود عده تظاهر کنندگان چندان زیاد نباشد.این عده با وجود تدابیر شدید امنیتی راه خود را ادامه دادند .شعارها و تظاهرات کم کم شروع میشد که در همین ابتدا ماموران به طرف تظاهر کنندگان حمله ور شدند و سعی در پراکنده کردن آنها داشتند.یکی از چیزهایی که به چشم می آمد عده بسیار زیاد نیروها بود اما این نیروها بیشتر تلاش میکردند تا مردم را پراکنده کنند و تا آنجا که میشد از ضرب و شتم خودداری کردند(البته چندان درگیری پیش نیامد که نیار به ضرب و شتم داشته باشد ).پس از کمی درگیری مردم پراکنده شدند.جمعیت در میان سیل انبوه خودرو ها حرکت میکردند و ماموران به طرف آنها میدویدند.در میدان دانشجو آنقدر ترافیک مردم و خودروها زیاد بود که رفت و آمد به سختی انجام میشد.در آنجا مردم جای بعدی تجمعات را به گوش هم میرساندند و آنها را به خیابان ملاصدرا دعوت کردند. ساعت 11:30 ابتدای خیابان ملاصدرا.عده پراکنده شده در میدان ارم خود را به ابتدای خیابان ملاصدرا رساندند.ابتدا چند دقیقه توقف کردند تا بقیه جمع شوند سپس اعلام کردند تا آنهایی که ماسک دارند ماسک خود را بزنند و بقیه نیز ماسک تهیه کنند.این عده به طرف چهارراه ملاصدرا حرکت کردند.ابتدا شعاری در کار نبود اما وقتی به نزدیکی های دانشکده مهندسی رسیدند یکباره به وسط خیابان ریختند و شعارهای خود را از سر گرفتند.در این بین خودروها هم که تعداد آنها زیاد بود شروع به بوق زدن کردند .به یکباره صدای جمعیت و بوق ماشین ها بلند شد. چنانکه گفته شد عده بسیار زیادی نظاره گر این تصاویر بودند و از صحبت های آنها چنین بر می آمد که آنها هم از ناراضیان میباشند اما به علت وجود نیروها جلو نمی آمدند.جمعیت با شعارهای خود به طرف چهارراه حرکت میکردند که ناگهان صدای آژیر از پشت سر بلند شد و تعدادی از نیروها به دنبال آنها دویدند.با دیدن نیروها تظاهرکنندگان پراکنده شدند. ساعت 12 چهارراه ملاصدرا. باران به اوج بارش خود رسیده بود و تظاهر کنندگان که بیشتر آنها را دانشجویان تشکیل میدادند بار دیگر و بدون توجه به بارش باران و نیروهای امنیتی در چهار راه ملاصدرا جمع شدند و به طرف سینما سعدی به راه افتادند.تا سه راه برق خبر چندانی از ماموران نشد.دانشجویان در مقابل پاساژ "مرکز خرید" ایستادند و با شعار "شیرازی باغیرت .حمایت حمایت" از مردم زیادی که در پاساژ ایستاده بودند طلب کمک کردند.یک صحنه جالب(!!!) این بود که در کنار یکی از مغازه ها، مامور لباس شخصی درشت هیکلی ایستاده بود که به طرز جالبی با گوشی خود مشغول به فیلم برداری بود به طوری که هیچ کس متوجه کار او نمیشد چون طوری موبایل خود را کنار کت و روی سینه اش چسبانده بود که اصلا کسی به او شک نمیکرد. جمعیت همچنان به راه خود ادامه میداند که صدای آژیر خودرو ماموران بلند شد.و دوباره شروع به پراکنده کردن مردم شدند.جمعیت به طرف خیابان فلسطین فرار کردند در خیابان فلسطین باز اعتراضات شروع شد.باران بارش خود را بیشتر میکرد اما تاثیری در روند کار معترضان نداشت.صدای بوق ماشین ها دوباره به هوا بلند شد.این باز موتورسواران انتظامی بودند که خود را به جمعیت رساندند و به آنها حمله ور شدند.عده ای از جمعیت به موسسات داخل کوچه ها پناه بردند تا گیر ماموران نیفتند. این روند تا ساعت 13 ادامه داشت.اما کار بدین جا ختم نمیشد.چون جنبش دانشجویی دانشگاه شیراز بیانیه ای صادر کرده بودند و طبق آن قرار شده بود تا اعتراضات بار دیگر در ساعت 16 ادامه پیدا کند. ساعات 14 تا 16 .در این ساعات اعتراضات خاموش شد و بار دیگر ماموران در جایگاه های خود مستقر شدند تا وضعیت را کنترل کنند.کسانی که قصد راهپیمایی در ساعت 16 را داشتند خود را برای این ساعت آماده میکردند. ساعت 16 میدان ارم.طبق قرار تعدادی از دانشجویان پسر و دختر که تعداد آنها خیلی بیشتر از صبح بود مقابل داتشگاه و در محل اجتماع صبح ایستاده بودند و منتظر دوستان و دیگر مردم بودند. رفته رفته باران که نیم ساعتی بود متوقف شده بود دوباره با شدت بیشتری شروع به بارش کرد.جمعیت رفته رفته بیشتر میشدند.انتظار برای پیوستن افراد تا ساعت 18 ادامه داشت. ساعت 18.دانشجویان به طرف میدان دانشجو آهسته آهسته حرکت میکردند.هنوز ابتدای مسیر بودند که موتورسواران دو پشته از مقابل آنها آمدند و از کنار آنها گذشتند.جمعیت حرکت خود را بدون شعار ادامه میداد.ناگهان موتورسواران از پشت جمعیت ظاهر شدند و آنها را تعقیب میکردند .دانشجویان بیتوجه به موتورسواران راه خود را در پیش گرفته بودند.ناگهان یک خودرو کنار آنها توقف نمود دانشجویان نیز ایستادند .در این بین موتور سواران از پشت به جمعیت نزدیک شدند.ناگاه در گیری صورت گرفت و دانشجویان با فریاد به وسط خیابان ریختند و ماشین ها نیز آنها را با بوق یاری کردند.ماموران جمعیت را به آنطرف خیابان فراری داد.اما عده زیادی از دانشجویان برگشتند و وسط خیابان را اشغال و ماموران را هو کردند.بار دیگر موتورسواران به مردم حمله کردند.این بار از مقابل به سمت جمعیت آمدند و با سرعت به طرف جمیعت آمدند به طوری که باتوم یا خود موتور به دست یکی از دختران خورد و صدای فریاد آن دختر به هوا بلند شد.عده ای هم که وسط خیابان بودند با فریاد به کار خود ادامه میدادند.برای چند دقیقه ای خیابان مملو از دانشجویان شد و صدای بوق ماشین ها صحنه پر جنب و جوشی را رقم زده بود.اما تعداد ماموران به قدری بود که به ازای هر نفر چهار پنج نفر مامور وجود داشت.به همین دلیل جمعیت از هم پراکنده شد و عده به میدان دانشجو هجوم آوردند و عده ای راه های دیگر را در پیش گرفتند. خیلی از آنها به ملاصدرا آمدند اما با تعداد زیادی مامور مواجه شدند و از طرفی چون جمعیت پراکنده شده بود به سختی میتوانستند یکدیگر را پیدا کنند و عده های کوچک پراکنده شده نیز در مقابل نیروهای پرشمار انتظامی کاری از پیش نمیبردند. ساعت های بعدی نیز به همین منوال سپری شد و اتفاق خاص دیگری به وقوع نپیوست.البته با چنین تدابیر امنیتی هم توقع بیش از این نمیتوان داشت.اگر جمعیت حاضر در میدان ارم به ملاصدرا رسیده بودند بی شک در آنجا نیز عده ای به آنها میپیوستند و شب بسیار شلوغی را رقم میزدند .ماموران نیز که از چنین چیزی واهمه داشتند در همان اوایل جلو چنین اتفاقی را گرفتند.اما باز با این وجود شیراز در روز دانشجو مانند تهران ،مشهد، اصفهان، اراک ،همدان، ساری و ... روز شلوغی را پشت سر گذاشت.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 آذر1388ساعت 13:31 توسط فرزندان کوروش |
|
|
خوب چند وقتیست که عادت کردیم مسائل رو اونطور که قبلا بود نبینیم.شاید 16 آذر امسال هم یکی از این مسائل باشه.بعد از اختلافات پیش آمده در انتخابات ریاست جمهوری خیلی از نمادها دگرگون شد.نمونش روز قدس و 13 آبان.شاید 16 آذر نیز یکی از این دگرگونیها باشد.البته دولت از هفته ها پیش اتمام حجت کرده است و گفته که با هرگونه ناآرامی برخورد قاطع خواهد شد.همچنین در برخی شهرها مثل کردستان احتمال حکومت نظامی و قطع تلفن های همراه نیز وجود دارد.حال باید نشست و دید که آیا چنین تدابیری باعث جلوگیری از تجمعات خواهد شد یا نه.شاید یکی از مشکلات دولت در این است که تا ابد نمیتواند حکومت نظامی و قطع خطوط ارتباطی رو ادامه دهد!!! البته اگر وضع اینچنین ادامه پیدا کند بعید نیست که برای دهه فجر و 22 بهمن چنین اقدامی صورت گیرد!!! بهر حال فارغ از هرگونه مسئله سیاسی وبلاگ پادشاه ابدی روز دانشجو را به تمامی دانشجویان عزیز تبریک و تهنیت عرض مینماید.امید است با همت دانشجویان گرامی نام و آوازه ایران عزیزمان بیش از پیش در جهان بلند گردد.و شاهد ایرانی آباد و آزاد باشیم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 آذر1388ساعت 11:22 توسط فرزندان کوروش |
|
|
درد کشیدن از هیچ بودن بهتره... اگه نظرمو درباره ی زندگی کردن یا به دنیا اومدن بخوای باید خیلی قاطع بهت بگم که : به دنیا اومدن خیلی بهتره از هرگز به دنیا نیومدن
اینجا ما کلمه هایی داریم که بیشتر از کلمه ی عشق به لجن کشیده شده اند ... کلمه هایی مثل آزادی! تو این دنیا هر کس یکی دیگه رو اذیت میکنه . تو اگه این کارو نکنی نابود میشی! گریه کردن آسون و خنده کردن سخته...همه چی تو رو به گریه میندازه این یه قانونه ! جایی ننوشتنش ولی اطاعت ازش اجباریه : یا من یا تو ! یا من خودمو نجات میدم یا تو خودتو ! اصل قانون همینه .. بالاخره فردا میرسه .. چیز زیادی به رسیدنش نمونده .. فردایی که خیلیا منتظر رسیدنش هستن .. فردایی بدون تحقیر شدن .. تو هنوز از بدترین حقیقت بی خبری . از این حقیقت که : دنیا عوض میشه ، ولی همه چیز مثله سابق باقی میمونه..! هر کس لایق ِ همون زندگی که داره ... یعنی فقیرو واسه فقر و کور رو واسه کوری ساختن ..!! اگر هر امکان موجودیت ، به یک موجود تبدیل بشه ، خیلی زود از بی جایی میمیریم! تو بهتر از من میدونی که بودن ِ هیچ آدمی تو دنیا ضروری نیست دنیا بدون داوینجی و هومر و ایکار و مسیح هم ادامه پیدا می کرد ! فکر کردن یعنی درد کشیدن ، دونستن یعنی بد بختی من می میرم ، همه می میمیریم ... ولی این مهم نیست ... چون زندگی نمی میره ! "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد " نوشته اوريانا فلاچي با ترجمه يغما گلرويي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 آذر1388ساعت 14:56 توسط فرزندان کوروش |
|
|
دريغا بر امتّي كه ميپوشد آنچه را كه نميبافد ، و ميخورد آنچه را كه نميكارد و مينوشد آنچه را كه نميسازد . واي بر امتّي كه خودكامه را قهرمان ، و گشايشگر عشوهگر را رحيم و بخشنده به شمار ميآورد. واي بر امتّي كه در خواب و رويايش از شهوت بيزاز است و اما در بيداري بدان رو ميكند . واي بر امتّي كه سياست¬گزارش روباه، فيلسوفش تردست و هنرش، وصله زدن و تقليد كردن باشد. واي بر امتي كه حكيمان و فرزانگانش از سختيِ روزگار و گذشت روزگاران خرف و لالاند و مردان تنومندش پيوسته در قنداق ميزيند. واي بر امتي كه تكه تكه شده و هر تكهاش و هر بخشي خود را امتّي ميشمارد.... بخشی از کتاب "پیامبر" اثر جبران خلیل جبران
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 آذر1388ساعت 14:54 توسط فرزندان کوروش |
|
بهنام دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 آبان1388ساعت 0:1 توسط فرزندان کوروش |
|
|
آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو بر درگه او شهان نهادندی رو دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای بنشسته همی گفت که: "کوکو کوکو" اشاره بر عظمت دوره ساسانی و از بین رفتن شکوه آن از نظر خیام برخی از اشعار خیام را در ادامه مطلب بیابید.(از کتاب ترانه های خیام نوشته استاد صادق هدایت) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 آبان1388ساعت 10:24 توسط فرزندان کوروش |
|
|
حتما همه میدونیم که از زمانهای قدیم و شاید از هزاران سال پیش مردم برخی چیزی ها رو بعنوان نماد یک صفت یا یک موضوع انتخاب می کردند و این نماد سال های سال باقی میموند تا به نسل های بعد برسه.مثل کوه که نماد مقاومته، مثل چشمه که نماد زلالیه، مثل دریا که نماد بخشندگیه و مثل ... برخی نمادها میتونن توی فرهنگ ها و کشورهای مختلف معنی و مفهوم خاصی رو داشته باشن و یاد و خاطره خاصی رو توی ذهن ها زنده کنند.توی کشور ما نیز همینطوره و بعضی چیزها بعنوان نماد و یادآوره مفاهیمی برای مردم اند.مثلا بعضی روزهای خاص و بعضی وقایع خاص نقش خاصی رو در روند کشورما بازی میکنند.مثلا جنگ قادسیه نماد خونریزی ما ایرانیهاست، مثلا روز 29 اکتبر نمادیست برای گرامی داشت کوروش بزرگ ،مثلا روز عشاق نمادیه برای عشق همینجور بیام جلو تا برسیم به امروز. امروزم نمادهای خاص خودش رو داره مثلا روز انتخابات نماد همبستگیه(!) روز قدس نماد همدردی با مردم غزه(!) روز 13 آبان نماد مبارزه با استکبار جهانیست(!) و ... . حالا فکر کنید روزی یک نماد معنیشو از دست بده.مثلا همین امسال، انتخابات که نماد همبستگی بود به نماد جدایی و تفرقه افکنی تبدیل شد.روز قدس که نماد حمایت از غزه بود به نماد حمایت از ایران تبدیل شد. یا همین 13 آبان که روز مبارزه با آمریکا بود به مبارزه با روسیه تبدیل شد.خوب سوال اینجاست که چرا اینچنین شده؟!! جواب این سوال دقیقا تیتر بالایی این پست هست.یعنی وقتی نمادها تغییر میکنند.برای توضیح بیشتر به عقب برمیگردیم.حتما تا چند ماه پیش اگر از کسی سوال میشد که رنگ سبز نماد چیه ؟ این جواب رو میداد که: رنگ سبز نماد سید بودن هست و ارزش بالایی داره و از نظر معنوی از درجه والایی برخوردار هست و رنگ نذر و نیاز هست و ... از این حرفا.اما الان اگه از حامیان دولت این سوال پرسیده بشه حتما جواب آنها اینه که: رنگ خیانت و رنگ انقلاب مخملی و رنگ ... اصلا رنگ آمریکا و اسرائیله!!! خوب وقتی این نماد از طرف حامیان دولت ارزشش از عرش به فرش میرسه نباید زیاد از عوض شدن ماهیت روزهای نامبرده بالا تعجب کرد.اصلا این روزها همه چیز یه جوره دیگه شده. خیلی ها از این عوض شدنها احساس بدی دارند و احساس خطر میکنند اما من بهیچ وجه موافق اونا نیستم به این دلایل : کوچه و خیابونا حال و هواش عوض شده.وقتی توی خیابونا قدم میزنی روی درو دیوارها چیزایی میبینی که قبلا نمیدیدی .روی بعضی دیوارها نوشته شده "ماهستیم با ولایت"، واقعا آمریکا و اسرائیل در چه فکری هستن.تازه اونجاهایی که عاشقان شهادت هم وجود دارن میبینیم که این جمله دندان شکن تر شده و عبارت "تا شهادت" نیز به آن افزوده میشود.هر چند که برخی از دشمنان انقلاب در بعضی موارد آنها را خط خطی میکنند و سعی در مخفی کردن این جمله نورانی دارند. علاوه بر اون اینترنت هم حال و هواش عوض شده.شاید توی ایران که سرعت اینترنت همیشه بالاست و سروکار مردم همش با اینترنت هست(!!!) وقتی چند روزی مثل الان سرعت اینترنت کم میشه واسه مردم خیلی سخته.جا داره به تمامی وبلاگ نویسان و کاربران اینترنت خسته نباشید بگم که با این اعمال شاقه دارن با اینترنت کار میکنن واقعا بی انصافیه که از دولت تشکر نکنیم که کمال همکاری رو با کاربران میکنه و اصلا تلفنشون رو قطع نیمکنه و تا تقی به توقی میخوره از سرعت اینترنت کم نمیشه و به هیچ وجه من الوجوه هیچ سایتی فیلتر نمیشه و... . مدارس و دانشگاهها هم تغییر کردند اما مثل همیشه برای پبشرفت ایران گامی اساسی برمیدارند و محصلین و دانشجویان دغدغه ای جز کسب علم پیش روی خود نمیبینند و جای خوشحایست که داشنجویان راحت میتوانند عقاید و علایق خود را بیان کنند و بدون اینکه دانشجوی ستاره دار لقب بگیرند در کنار دیگر دانشجویان به تحصیل علم بپردازند. مغازه ها و بازارها، تاکسیها و... تا بالای پشت بامها هم تحت تاثیر تغییر نماد قرار گرفتن. واقعا این مورد آخری که خیلی عوض شده و مردم از این پشت بام ها چه استفاده هایی که نمیکنن.واقعا راست گفتن هرکه بامش بیش برفش بیشتر.چون این روزا یعنی در واقع این شبها هرکه بامش بیشتر باشه آدمهای بیشتری رو دور هم جمع میکنه.البته فکر سیاسی نکنید منظورم جمع شدن واسه صله رحم هست که توی دین بهش توجه زیادی شده و مردم از هر فرصتی برای این امر نیکو و پسندیده استفاده میکنن. حتی دولت بعد از مسائلی که پس از انتخابات پیش اومد به راحتی مجوزهایی رو برای راهپیمایی به ناراضیان داد و این نشانه بلوغ فکری دولت و ملت هست که هر کس اعتراضی داشته باشه خیلی مسالمت آمیز میاد و بیان میکنه و سپاه و بسیج و نیروی انتظامی هم بدون گاز اشک آور و بدون باتوم و کتک و البته بدون کهریزک از اونها استقبال میکنن. در آخر باید به دشمنان بگم که وضع ایران از هر نظر بهتر از پیش هست و به کوری چشم دشمنان هر روز هم بهتر میشه.و هم ملت از دولت راضی و هم دولت از ملت راضی هستن.هم مردم از رئیس جمهور منتخب (!) راضی و هم رئیس جمهور از مردم راضی.هم مجلس از دولت راضی و هم نمایندگان از دولت راضی و هم مردم از رهبر راضی وهم رهبر از مردم راضی.هم ملت از وزرا راضی و هم وزرا از ملت.هم موسوی از احمدی راضی و هم احمدی از کروبی راضی.هم مقامات از کهریزک راضی و هم کهریزک از ملت راضی. پس چه دلیلی واسه ناراحتیه؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 آبان1388ساعت 0:50 توسط فرزندان کوروش |
|
|
دوشنبه 7 آبان ماه خورشیدی برابر با 29 اكتبر میلادی است.در سال 529 قبل از میلاد در چنین روزی كوروش بزرگ بابل را فتح كرد اما این مهمترین اتفاق این روز نیست مهمتر از فتح بابل فتح قلبهای انسانهای آن روزگار بود كه كوروش بزرگ با رفتار انسان دوستانه اش موفق به انجام آن شد.در آن روزگار ( وشاید هنوز هم) فتح یك سرزمین به دست یك حاكم معنایی جز قتل و نابودی، تجاوز و اسارت نداشت (وندارد) اما كوروش رفتار و منشی را به دیگر انسانها یاد داد كه امروزه ما از آن به عنوان مبانی حقوق بشر یاد می كنیم. اما شاید از خودمان بپرسیم كه چه؟ این به اصطلاح افتخارات به چه درد ما می خورد؟ اینها كه در دنیای مدرن امروز آب و نان نمی شود! . مهمترین دغدغه امروز جامعه سیاسی ما حقوق بشر است و خصوصا در این دوره زمانی كه حقوق شهروندی برای حاكمان در اولویت چندان بالایی نیست پرداختن به این مسئله می تواند روزنه ای برای مطرح كردن حقوق اولیه انسانی مانند؛ آزادی انتخاب دین، آزادی انتخاب همسر و برابری جنسیتی و… می باشد. كوروش از نظر دین یهودیت ( وبالطبع آن مسیحیت ) پیامبر خدا محسوب می شود و عده ای نیز او را همان ذوالقرنین قرآن می دانند اما اینها اگر هم روایات درستی هم باشند باز هم برای كوروش افتخاری بزرگتر از بنیان گذاری حقوق بشر نیست. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند". شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح میرسد گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است مردمان من امانت آسمانند بر این خاک تلخ مردمان من خان و مان من اند کوروش بزرگ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 0:57 توسط فرزندان کوروش |
|
|
به بهانه سالروز بزرگترین غزلسرای جهان بد نیست چند سطری را اختصاص دهیم به لسان الغیب حضرت حافظ. حتما بارها شده که دیوان حافظ را در دست گرفته اید و از غزلیات پرمحتوی او لذت برده اید.یا اینکه با تفالی به حافظ خاطر خود را از پیشامدهایی که برایتان در آینده روی خواهد داد آسوده کرده اید.اما اگر با دقت به دیوان حافظ نگریسته باشید شاید به دوگونه بودن آنها پی برده اید. دو گونه به این معنا که برخی اوقات حافظ چنان در وجود خدا شک میکند که میگوید: پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد و از طرفی برخی موارد آنقدر به خدا نزدیک شده و او را مبرا از هر خطایی میداند که گفته: نیست در دایره یک نقطه خطا از کم و بیش که من این مساله بی چون و چرا میبینم حتما از خود پرسیده اید بالاخره عقیده و نظر حافظ چه بوده و معنای چنین ابیاتی چیست؟ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 مهر1388ساعت 17:27 توسط فرزندان کوروش |
|
|
جلال الدین محمدبن بهاءالدین بلخی، معروف به مولوی، مولانا روم، و ملای رومی از بزرگترین عارفان و شاعران ایرانی به شمار می رود.هر چند برخی از کشورها در صدد دزدیدن وی از ایرانیان هستند . او در ششم ربیع الاول سال 604 هـ ق در شهر بلخ به دنیا آمد؛ اما این که چرا وی را بنام رومی میشناسند اقامت طولانی مدت وی و همچنین آرامگاه او در شهر قونیه ترکیه است. پدر او مولانا محمدبن حسین خطیبی است که به بهاءالدین ولد معروف شدهاست و ملقب به "سلطان العلماء" از افاضل روزگار و علامه زمان بود و مشهور است که مادر بهاءالدین، از خاندان خوارزمشاهیان بوده است. فخرالدین رازی که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت به هر حال جای درنگ نبود و جلال الدین محمد ۱۳ سال داشت که سلطان العلماءرخت سفر بر بست .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 مهر1388ساعت 0:23 توسط فرزندان کوروش |
|
|
نادرشاه افشار، رئیس ایل افشار و بنیانگذار دودمان افشاریه بود که دوازده سال (از ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶) بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود. او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است. نادرشاه افشار در سال ۱۰۶۶ه.ش در ایل افشار در درگز در شمال خراسان به دنیا آمد. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم میشد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 6 مهر1388ساعت 0:54 توسط فرزندان کوروش |
|
|
اهنگ جدید استاد رو امروز گوش کردم دلم نیومد واسه دانلود نذارمش پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید پشیمون نمیشید یه خبر بد هم بهتون بدم استاد واسه همیشه از ایران رفت تمام خوب هامونو داریم از خودمون دور میکنیم واااااااااااای بر ما که جلویه این استبداد سر خم کردیم واااااای بر ماااا یاد یه شعر افتادم که واسه کوروش بزرگ گفتن نمیدونم شاعرش کیه ولی خیلی قشنگه ![]() کورش تو نخواب که ملتت در خواب است آرامگه ات غرقه به زير آب است اينبار نه بيگانه که دشمن ز خود است صد ننگ به ما که روح تو بيتاب است واقعا صد ننگ به مااا دوستان برای دیدن متن شعر و دانلود به ادامه متن مراجعه کنید.... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 مهر1388ساعت 14:18 توسط فرزندان کوروش |
|
|
این روزها وقتی هواپیمایی رو توی آسمون میبینم خدا خدا میکنم که حداقل توی خونه ی ما فرود نیاد...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 1:46 توسط فرزندان کوروش |
|
|
تمدن کجایی که یادت بخیر بزرگی میگه: اگه می خوای کشوری رو نابود کنی اول خودباوری رو از مردمش بگیر. شما نیز حتما چنین خبرهایی را طی روزهای گذشته زیاد شنیده اید: 1.مرگ کودکی بخاطر جا ماندن از خانواده مشتاق به دیدن سریال ج.و.م.و.ن.گ 2.قصد سفر به کره برای خواستگاری هنرپیشه ای از سریال ج.و.م.و.ن.گ توسط هموطنمان 3.مراجعه شخصی به ثبت احوال برای تغییرنام خود به ج.و.م.و.ن.گ 4.برگذاری مراسم دیدن سریال ج.و.م.و.ن.گ در شب عروسی یک زوج ایرانی 5.سفر ج.و.م.و.ن.گ به ایران و شوربختانه استقبال کم نظیر مردم از وی 6. ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 1:10 توسط فرزندان کوروش |
|
|
کنون گویمت رویدادی دگر زتاریخ دیرین این بوم و بر چواسکندرآمد به ملک کیان یکی گرد فرمانده قهرمان به ایرانیان داد درس وطن در این ره گذشت از سروجان وتن که فرزند نام آور میهن است مر آن شیردل آریو برزن است چو اسکندر آهنگ ایران نمود همه آگهان را هراسان نمود جهانگستری فکروسودای او جهانگیری اندیشه و رای او چو موج شتابنده میراند پیش بشد کار دارا بسختی پریش سرانجام دارا در آمد ز پا از این بار شد پشت ایران دوتا بسی شهرها راسکندر گشود بجز پارس چون راه دشوار بود گذرگاه او تنگه ای بود تنگ دو سویش همه صخره و کوه و سنگ همه سنگها بود ره ناپذیر همه صخره هایش کهنسال و پیر در آن تنگه سردار ایران سپاه بر اسکندر و لشکرش بست راه چو کوهی سر افراشت بر آسمان که تا ره بود بسته بر دشمنان پس از روزها پایداری و جنگ پس از هفته ها کارزار و درنگ سکندر نیارست از آن ره گذشت به کارش فروماند و درمانده گشت سر انجام فکری سکندر نمود پی چاره تدبیر دیگر نمود بگفتا به سردار ایران سپاه که بگذر ز پیکار و بگشای راه بخشم تو را بر همه مهتری از این پس تو سردار اسکندری ولی آریو برزن پاکدل پی پاس این خاک و این آب و گل به اسکندر از خشم پاسخ نداد چو کوهی فراروی او ایستاد سرانجام نابخرد گمرهی به دشمن نشان داد دیگر رهی چو اسکندر از تنگه آمد فراز ز نو آریو برزن چاره ساز گران پاتر از صخره های بلند بپا ایستاد اندر آن تنگ بند بدین گونه ره بر سکندر ببست بر او آشکار و مسلم شکست بدانست جز مرگ در پیش نیست وراتا عدم یک قدم بیش نیست چو نزدیک شد لحظه واپسین به میدان آورد گفت این چنین: بدان ای سکندر پس از مرگ من پس از از ریزش آخرین برگ من توانی گشایی در پارس را نهی بر سرت افسر پارس را به تخت جم و کاخ شاهنشهان قدم چون نهی با دگر همرهان مبادا شوی غره از خویشتن که ایران بسی پرورد همچو من چو اسکندر این جانفشانی بدید سرانگشت حیرت به دندان گزید به آهستگی گفت با خویشتن که اینست مفهوم عشق وطن اگر چند آن آریا مرد گرد پی پاس ایران زمین جان سپرد ولی داد درسی به ایرانیان که در راه ایران چه سهل است جان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 0:53 توسط فرزندان کوروش |
|
|
اگر شخصی از خارج ار ایران وارد کشور شود و به اسامی ملت ایران توجه کند در وهله اول شاید شک کند که به ایران سفر کرده یا یک کشور عربی.!!! شاید دور از ذهن نباشد که بگوییم در چند سال آینده اسامی عربی استفاده شده در ایران از خود کشورهای عرب بیشتر خواهد شد.بسیاری بنا به اعتقادات مذهبی اسم فرزرندان خود را عربی انتخاب میکنند.هر چند که باید به عقیده آنها احترام گذاشت اما باید گفت مگر نمیشود کسی اسم اصیل ایرانی داشته باشد و اعتقادات او نیز پابرجا؟ آیا اگر کسی اسم پدران و نیاکان خود را برای فرزرندان خود برگزیند فاقد دین و ایمان است؟ اصلا مگر اسامی پرمحتوا و با معنی ایرانی چه ایرادی دارند که ریشه آنها دارد از ایران کنده میشود؟ بد نیست کمی به گذشته بازگردیم و حداقل یاد نیاکانمان را اینگونه حفظ نماییم(وگرنه در عمل که مایه سرافکندگی آنانیم) برای آشنایی با اسامی اصیل سرزمینمان تعدادی اسم ايرانی در قسمت "ادامه مطلب" قرار داده شده است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 11:36 توسط فرزندان کوروش |
|
|
ای ایران ای مرز پر گهر سنگ كوهت دُر و گوهر است ایران ای خرم بهشت من <<حسین گل گلاب شهریور ۱۳۲۳>> برای دانلود سرود ای ایران و خواندن ماجرای سرود حماسی ای ایران به ادامه مطلب مراجعه شود... (زنده باد ایرانم) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 مرداد1388ساعت 15:44 توسط فرزندان کوروش |
|
|
ندا آقا سلطان یا ندا صالحی آقا سلطان متولد ۱۳۶۱ (۲۷ ساله)، دانشجوی فلسفه در جریان اعتراضات مردمی شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ (۲۰ ژوئن ۲۰۰۹) در امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی)، به ضرب گلوله نیروهای شبه نظامی کشته شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان دادن وی بازتابهای فراوانی در رسانههای جهان بهدنبال داشت.«ندا» در خارج از ایران و در ایران، بعنوان سمبل ندای اعتراض ایرانیان و ندای آزادی خواهی ایرانیان و سمبل صدای اعتراض دمکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته میشود. وی در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد دانشگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسیهایش در تظاهرات شرکت داشتهاست. وی برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کننده عقب میافتد که در این هنگام (حدود ساعت ۷ عصر)، یکی از ۲ لباس شخصی موتور سوار، قلب ندا را با کلت کمری هدف قرار میدهد. پزشکی با دست سعی در بندآوردن خون میکند اما وی چند لحظه بعد در دستان استادش جان میسپارد.ظهر روز یکشنبه ۳۱ خرداد پیکر ندا به شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانوادهاش تحویل شد. خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شد. مراسم یادبود ندا قرار بود در اول تیرماه ساعت ۵ تا ۶٫۳۰ در مسجد نیلوفر واقع در تهران، خیابان مهناز، خیابان آپادانا (خیابان خرمشهر) برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شدهاست. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شدهاست که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند سردار رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی در اظهارات خود در آن زمان هرگونه تیراندازی از طرف نیروی انتظامی را رد کرد و آن را به «گروههای منافقان» نسبت داد
ما همه در غم و اندوهیم...
|
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 20:20 توسط فرزندان کوروش |
|
||||
|
آژانس ايران خبر: براساس دستور مقامات رده بالای نظام, نیروهای نظامی وانتظامی برای سه روز متوالي سه شنبه ,چهارشنبه و پنج شنبه درحالت آماده باش کامل درآمده اند.شورای تامین استان تهران و ستاد نیروهای انتظامی ونظامی با ابلاغ دستوری فوری به نیروهای انتظامی ونظامی خواهان آماده باش این نیروها ظرف سه روز آینده شده است.
این دستور آماده باش در آستانه ی 18 تیر صادر شده است و ترس سران نظام از گردهم آیی ها و تجمعات اعتراضی احتمالی مردم در روز 18 تیرموجب شده است كه این دستور آماده باش برای نيروها صادر شود.فراخوان گسترده آماده باش برای نیروهای نظامی وانتظامی در سه روز آینده در حالی صورت می گیرد که به گفته مقامات امنیتی ,اوضاع کشور آرام است. اما صدور دستور آماده باش برای سه روز در آستانه ی 18 تیر نشان دهنده هراس سران حكومت از اعتراضات احتمالی ملت ایران در روز پنج شنبه 18 تیرماه مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 20:10 توسط فرزندان کوروش |
|
|
محمود احمدى نژاد سه شنبه شب، خود را «نماد تغيير» در ايران دانست و گفت: تغييرات در دولت آينده قابل توجه خواهد بود.
آقاى احمدى نژاد كه با ۲۴ ميليون و ۵۰۰ هزار راى به عنوان برنده انتخابات رياست جمهورى دهم معرفى شده است با حضور در تلويزيون دولتى ايران، انتخابات اخير را «كاملا پاك و سالم» دانست و گفت: با اين انتخابات ما وارد دوران جديدى در عرصه داخلى و خارجى شديم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 20:8 توسط فرزندان کوروش |
|
|
مهدوی کیا و علی کریمی از جمله شش بازیکنی بود که در آخرین مسابقه انتخابی جام جهانی 2010 در حمایت از رویدادهای اعتراض آمیز سراسر ایران با مچ بند سبز به میدان رفت . جواد نکونام، مسعود شجاعی، حسین کعبی و محمد نصرتی بازیکنان دیگری بودند که با بستن مچ بند سبز او را در این حرکت نمادین همراهی می کردند .این بازیکنان در نیمه اول مسابقه با مچ بند سبز بازی کردند ولی در نیمه دوم ناچار به باز کردن مچ بندهای خود شدند .این مسابقه از سیمای جمهوری اسلامی به طور زنده برای میلیونها هوادار فوتبال پخش می شد .
این حرکت مورد انتقاد شدید نهادهای وابسته به دولت قرار گرفت و حتی مساله به فدراسیون بین المللی فوتبال - فیفا - کشیده شد ولی فیفا مساله را مربوط به نهادهای ایرانی دانست . در آن زمان منصور پورحیدری سرپرست تیمملی پس از بازی به خبرنگاران گفت: «ملیپوشان برای صعود به جام جهانی نذر حضرت ابوالفضل داشتند و برای همین مچ بندهای سبز به دست بسته بودند. البته در وقت استراحت بین دو نیمه به آنها تذكر دادیم كه شاید از این حركت سوءاستفادههای سیاسی شود و برای همین هم بازیكنان مچبندها را از دست در آوردند!». ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 20:5 توسط فرزندان کوروش |
|
|
آنها کر و گنگ و کورند و از ضلالت خود بر نميگردند.سوره بقره/ آيه 18 تنها يک هفته تا انتخابات مونده و هر روز بيشتر از روز قبل با موج انبوه تبليغات روبرو ميشيم. قبل از خوندن اين پست لازم هست که چندتا مطلب رو ياداور بشم: 1.اول٬ پست "تب و تاب انتخاباتی" رو بخونيد . 2.بازم تکرار ميکنم که هدف من از نوشتن اين مطالب نه حمايت از کسيه نه دشمنی با کسی. 3.چند نفر از دوستان لطف کردن و نظراتی داده بودن که اميدوارم جوابشون رو بتونن از اين نوشته بگيرن. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 خرداد1388ساعت 1:21 توسط فرزندان کوروش |
|
|
ميخواستم توی وبلاگ اسمی از انتخابت نيارم و کاری به سياست بازی نداشته باشم امّا اين
روزها هر جا که پاتو ميذاری با انبوه تبليغات روبه رو ميشی.امّا بازم خدارو شکر که امسال نسبت به سالهای قبل خيلی بهتر شده از لحاظ تبليغات.امّا دليل اصلي اين که توي وبلاگ پادشاه ابدی بحث انتخابات رو پيش کشيدم اين بود که نظره مردم رو در اين باره بدونم.قبل از هر چيز بگم که قصد ما طرفداری از قشر وجناح خاصی نيست و فقط برّرسی اتفاقتيست که اين روزها در شهر داره اتفاق ميافته: هرجا نگاه ميکنی پوستری از نامزدهارو ميبينی که هر کدوم واسه خودشون يه سری شعار هارو راه انداختن و يه عده هم بسته به هدفی ک دارن از اونا مثلاً حمايت ميکنن. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 خرداد1388ساعت 16:7 توسط فرزندان کوروش |
|
|
ایران را چه شده است که سربه هرکجا که مینهی جز سایه ای از فرهنگ و تمدن نمیبینی!!! ایران را چه شده است که با پیشینه ای این چنین جز نامی از او باقی نمانده است!!! ایران را چه شده است که روزی چون ببر بر دنیا آقایی میکرد و حال گربه ای بیش نیست!!! ایران را چه شده است که روزی مایه تقلید غربیها بوده و حال آنها مایه تقلید کورکورانه جوانان ما!!! ایران را چه شده است که جوانانش به تنها چیزی که بها نمیدهند تمدن چندهزار ساله شان است!!! ایران را چه شده است که افتخارات جوانانش نزدیک شدن به فرهنگ نوپا و بی اساس غربیست!!! ایران را چه شده است که مردمانش چنان سر در لاک خود فرو برده اند که انگار فراموش کرده اند نسبشان چیست!!! ایران را چه شده است که تمام داراییها و فرهنگ هایش به یغما رفته و میرود!!! ایران را چه شده است که حتی اعراب نیز دست تجاوز به سمتش دراز میکنند!!! ایران را چه شده است که مردمش حتی در کمترین حد از تاریخ خود و کشورشان چیزی نمیدانند!!! ایران را چه شده است که تمدنش برای مردمش جزء کمترین چیزهاست!!! ایران را چه شده است که گفتن از تاریخ فقط جایش در وبلاگها و سایتهاست!!! ایران را چه شده است که همه از تاریخ فراریند!!! ایران را چه شده است ... . خوب گوش کن.این صدای فرهنگ و تمدن پارسی است که روز به روز در اثر بیتوجهی من و تو دارد خمیده تر میشود و اما باز مارا میخواند. دیگر تقلیدکورکورانه از غرب کافیست.امروز زمان آنست که برگردیم و به پشت سر خود بنگریم.شاید بتوان دوباره ایرانی ساخت در حد نامش٬ در حد مردمانش و در حد مردانش. بیاری اهورامزد پاک و به امید ایرانی سربلند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 0:5 توسط فرزندان کوروش |
|
|
15 اردیبهشت روز بزرگداشت شهر شیراز، شهر تاریخ و تمدن، شهر ادب و فرهنگ، شهر حافظ و سعدی، شهر گل و بلبل، شهر ادیبان و فلاسفه و... بهشت ایران زمین را به هموطنان عزیز بویژه همشهریان متمدن شیرازی ام تبریک و شادباش عرض مینمایم. به امید پیشرفت و سربلندی شهرمان ... به امید پیشرفت و سربلندی پارس و پارسی ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 1:12 توسط فرزندان کوروش |
|
|
روزي كوروش در حال نيايش با خدا گفت:خدايا به عنوان كسي كه عمري پربار داشته و جز خدمت به بشر هيچ نكرده از تو خواهشي دارم.آيا ميتوانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت:البته! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 فروردین1388ساعت 23:46 توسط فرزندان کوروش |
|
|
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد بابا ستاره اي در هفت آسمان ندارد كارون ز چشمه خشكيد، البرز لب فرو بست حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد ديو سياه دربند، آسان رهيد و بگريخت رستم در اين هياهو، گرز گران ندارد روز وداع خورشيد، زاينده رود خشكيد زيرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد بر نام پارس دريا، نامي دگر نهادند گويي كه آرش ما، تير و كمان ندارد درياي مازني ها، بر كام ديگران شد نادر، ز خاك برخيز، ميهن جوان ندارد دارا كجاي كاري، دزدان سرزمينت بر بيستون نويسند، دارا جهان ندارد آييم به دادخواهي، فريادمان بلند است اما چه سود، اينجا نوشيروان ندارد سرخ و سپيد و سبز است اين بيرق كياني اما صد آه و افسوس، شير ژيان ندارد كو آن حكيم توسي، شهنامه اي سرايد شايد كه شاعر ما ديگر بيان ندارد هرگز نخواب كوروش، اي مهر آريايي بي نام تو، وطن نيز نام و نشان ندارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 18:44 توسط فرزندان کوروش |
|
|
آیات 83 تا 98 سوره کهف درباره کسی سخن میگوید که تا بحال محققان و باستان شناسان درمورد نام آن شخص اتفاق نظر نداشته اند.واگر این سوال از آنها پرسیده شود که ذوالقرنین کیست؟ ممکن است با این جواب ها روربرو شوید: 1.کوروش بزرگ 2.اسکندر مقدونی البته از کسان دیگر نیز نام برده میشود اما این دو نفر بیشتر مورد نظر محققان قرار گرفته اند.در زبان عربی ذوالقرنین به معنای "دارنده دوشاخ" است.(تاج شاخ دار) با نگاهی به آیات مذکور درمیابیم که مشخصات ذکر شده با صفات و کارهای کوروش بزرگ مطابقت بسیار بیشتری دارد. ترجمه آیات و شباهت ذوالقرنین با کوروش در ادامه مطلب آمده است.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 0:12 توسط فرزندان کوروش |
|
|
قداست ایران ، بلندی دماوند ، اصالت نوروز ، منش کوروش ، دلسوزی داریوش ، انصاف انوشیروان ، قدرت آرش ، شرافت کاوه ، غیرت بابک ، نجابت مازیار ، زیبایی شیرین ، عشق فرهاد ، شکوه جمشید ، عمر پرسپولیس و گفتارنیک-پندارنیک-کردار نیک را از اهورای پاک در این نوروز سبز برایتان آرزو دارم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 23:31 توسط فرزندان کوروش |
|
|
شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح میرسد، گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است. بی شک یکی از بهترین جاهای دنیا برای تحویل سال نو، پاسارگاد در کنار مقبره ابرمردتاریخ جهان میباشد.شروع بهار در کنار پدر ایرانیان میتواند خاطره ای خوش برای هر وطن پرستی رقم بزند.روز جمعه ساعت 15:13 در پاسارگاد در کنار کوروش بزرگ جمع می شویم تا بار دیگر ثابت کنیم گذشت زمان او را نزد مردمان جهان بزرگتر میکند.امید است شروع سال در کنار کوروش بزرگ ،نوید سالی پر خیر و برکت برای شما کوروش دوستان باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 1:0 توسط فرزندان کوروش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
وبلاگ پادشاه ابدی برای زنده کردن فرهنگ و تمدن فراموش شده ایران باستان ایجاد گردیده است. تمدنی که با بیش از هفت هزارسال قدمت دیرگاهی است که به دست فراموشی سپرده شده است.هرچندکه خوشبختانه چندصباحیست که چشم مردم بخصوص جوانان نسب به این موضوع بازتر شده است اما هنوز برای چنین تمدنی کافی نیست.در این وبلاگ علاوه بر تمدن به معرفی هنرمندان ٬شاعران ٬ فیلسوفان و نویسندگان بنام ایران زمین میپردازیم.امید است زحمات بی دریغ کسانی که برای این سرزمین شجاعانه تلاش نموده اند تا ابد در اذهان باقی بماند.
-------------------------------------- دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد بابا ستاره اي در هفت آسمان ندارد كارون ز چشمه خشكيد، البرز لب فرو بست حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد ديو سياه دربند، آسان رهيد و بگريخت رستم در اين هياهو، گرز گران ندارد روز وداع خورشيد، زاينده رود خشكيد زيرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد بر نام پارس دريا، نامي دگر نهادند گويي كه آرش ما، تير و كمان ندارد درياي مازني ها، بر كام ديگران شد نادر، ز خاك برخيز، ميهن جوان ندارد دارا كجاي كاري، دزدان سرزمينت بر بيستون نويسند، دارا جهان ندارد آييم به دادخواهي، فريادمان بلند است اما چه سود، اينجا نوشيروان ندارد سرخ و سپيد و سبز است اين بيرق كياني اما صد آه و افسوس، شير ژيان ندارد كو آن حكيم توسي، شهنامه اي سرايد شايد كه شاعر ما ديگر بيان ندارد هرگز نخواب كوروش، اي مهر آريايي بي نام تو، وطن نيز نام و نشان ندارد |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 |
|
RSS
|